مصادیق مالکیت فکری در صنعت گردشگری

مصادیق مالکیت فکری در صنعت گردشگری چیست؟

صنعت گردشگری نقشی اساسی در جذب سرمایه در کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه ایجاد می کند. در این مطلب به رابطه بین مالکیت فکری و صنعت گردشگری می‎پردازیم. در دنیای اقتصاد امروزی، صنعت گردشگری نقشی پر رنگ در جذب سرمایه و رونق اقتصادی به ویژه در کشورهای در حال توسعه بازی می کند چراکه فرصت های شغلی جدیدی را خلق و مصادیقی از مالکیت فکری سنتی و بومی را به گردشگران ارائه می‎کند. متمایز شدن در این صنعت نیازمند درخشش در رقابت است. با توجه به افزایش رقبا در این صنعت، حفظ و بقا شرکتهای گردشگری نیازمند نوآوری است. در حقیقت مسیر برندسازی موفق در این صنعت از بستر “صنایع خلاق” گذر می کند.

 زمان لازم برای خواندن این مطلب : 5 دقیقه

برند سازی در گردشگری به چه معناست؟

برند سازی در صنعت گردشگری یا Destination Branding  به معنای مقصد سازی برای گردشگران است. بدین معنا که علامت، لوگو، سمبل یا طرح های گرافیکی خاصی، سفری به یاد ماندنی را برای گردشگران یاداوری کرده و به همین دلیل به اطرافیان خود، آن مقصد را برای گردشگری معرفی می کنند. عموما این نوع برند سازی بر پایه صنایع خلاق، که ثمره خلاقیت جمعی و فرهنگی مناطق بومی و سنتی است، بنا می شود.

مصادیق مالکیت فکری در گردشگری چیست؟

از بارزترین مصادیق مالکیت فکری می توان به موارد زیر اشاره کرد که از دارایی های ملموس و ناملموس در جذب گردشگری محسوب می‎شوند :

دانش سنتی  Traditional Knowledge  : دانش سنتی یا بومی، دانشی منحصر بر یک محل و فرهنگ بومی خاص است. عموما این دانش در نوع کشاورزی، بهداشت عمومی و تغذیه آن محله موثر بوده و سینه به سینه توسط اشخاص حقیقی آن جوامع منتقل شده است. در حقیقت، خاص و منحصر به فرد بودن این دانش است که آن را متمایز می‎کند. از برجسته ترین آنها می توان به دانش فنی نهان در منابع طبیعی برای تولید داروهای درمانی اشاره کرد که مورد توجه گردشگران و سرمایه گذارن کشورهای توسعه یافته است و در دایره اموال فکری کشورها قرار می گیرد. ازآنچاکه این دانش برپایه تجربه استوار و پویا بوده نیازمند حمایت قانونگذار است.

فرهنگ عامه یا فولکلور Traditional Cultural Expression, Folklore : فرهنگی مبتنی بر آداب و رسوم منطقه ای خاص. در وقایع مختلف زندگی از جمله تولد، کودکی، جوانی، ازدواج و مراسم های مرتبط با این وقایع است. در حقیقت فولکلور، دانش آشنایی با فرهنگ زندگی یک منطقه، شاملآواز، ترانه و مراسم های آیینی و مذهبی بوده و بارزترین ویژگی آن جمعی و گروهی بودن و تعلق آن به جامعه است. بدین معنا که مالکیت فکری آن، متعلق به جامعه ای خاص است.

صنایع دستی  Handcraft  : صنایع دستی به آثار خلق شده توسط ابزاری خاص گفته شده که در منطقه جغرافیایی خاصی تولید می شود. تولید صنایع دستی ابتدا برای رفع احتیاجات  اولیه بوده اما امروزه علاوه بر ویژگی کاربردی آن، جنبه تزیینی و مصرفی نیز دارند. از آنجاکه آثار صنایع دستی اغلب دارای تکنیک و خلاقیتی خاص هستند در زمره اموال فکری  قرار گرفته و مورد حمایت قانونگذار است. از مصادیق صنایع دستی ایران می توان به فرش، شیشه گری، سفال و آثارچوبی اشاره کرد.

مطالعه بیشتر:  ادغام از منظر رقابت و مالکیت فکری

ارتباط گردشگری و مالکیت فکری چیست ؟

ممکن است اینگونه به نظر برسد که این صنعت ارتباطی با مالکیت فکری ندارد اما با بیان مصادیق صنعت مذکور در بخش قبلی می توان نتیجه گرفت که رابطه بین آنها عموم و خصوص من وجه است. به بیانی دیگر گردشگری هم جنبه خدماتی دارد و هم مشمول اموال فکری موثر در رشد اقتصادی هر کشوری است.

حقوق مالکیت فکری قابلیت تملک فردی و جمعی را دارد. عموما این اموال از منظر گردشگری، مالکیت عمومی دارند و متعلق به منطقه خاص جغرافیایی است. در همین راستا، نشان های جغرافیایی در احقاق حقوق بومی و سنتی نقشی پررنگ ایفاء می کنند. حمایت از حقوق مالکیت فکری بومی و سنتی، بستری مناسب برای توسعه فرهنگ، خلاقیت و تولید صنایع خاص فراهم می کند.

در حالت کلی صنعت گردشگری به دو دسته خدمات طب سنتی در حوزه نشان های جغرافیایی و حقوق علائم در تجاری سازی محصولات تولیدی مناطق خاص جغرافیایی، تقسیم می‎شود.

تلاقی مالکیت ادبی و هنری با این صنعت را می توان نمودهای فرهنگ عامه و فولکلور دانست.

تلاقی مالکیت صنعتی با این صنعت را می توان نشان های جغرافیایی در کشاورزی و طب سنتی در حوزه اختراعات، صنایع دستی در معنای عام و علایم تجاری جمعی و انفرادی در حوزه کالا و خدمات دانست.

برند مقصد گردشگری

از دیدگاه حقوق مالکیت فکری، برند مقصد گردشگری از سرمایه های فکری – Intellectual Capital محسوب می شود. صنعت گردشگری همچون اهرمی عمل کرده و رقابت Competitive Territory  را به تعامل  Corporative Territory تبدیل می کند. بنابراین بدون حمایت مالکیت فکری از این صنعت، سرمایه گذاری در این حوزه مقرون به صرفه نیست چراکه بدون حمایت مالکیت فکری امکان تمایزبخشی وجود ندارد و ریسک جعل و تقلب در اموال فکری این حوزه به وجود می آید. این نوع سوء استفاده های به مفت سواری Free Riding شهرت دارد.

چالش های گردشگری در ایران با رویکرد مالکیت فکری

ایران علیرغم پتانسیل بسیار بالا در این صنعت فعال نیست و از ظرفیت های گردشگری و مالکیت فکری خود استفاده نکرده است. باید در نظر داشت فارغ از مشکلات سیاسی و فقدان روابط دوستانه با کشورهای دیگر، حقوقدانها نیز بستر و زیر ساختی مناسب در حمایت از تلاقی حقوق مالکیت فکری و صنعت گردشگری فراهم نکرده اند. با توجه به اوضاع اقتصادی امروزی، توجه به این موضوع اهمیت پیدا می کند و به نظر می رسد رفع موارد زیر نقشی مهم در برخورد با چالشها ایفاء کند.

– به رسمیت شناختن فولکلور و اختصاص رشته ای دانشگاه با این موضوع و ایجاد تیم حفاظت از این میراث گردشگری.

– نظارت سازمان صنایع دستی در تمایز بخشی آثار صنعتگران و تشویق آنان به ثبت علامت.

– جذب سرمایه خارجی در بهره برداری از ظرفیت های گردشگری و تنوع بومی ایران.

– نام گذاری شهرها و روستاهای  و ثبت علامت یا لوگوی خاص  برای این مکانها که اصطلاحا “برند مقصد گردشگری” محسوب می شود.

گردآورنده  : مریم مهردوست